آماده شدن برای اسباب کشی
سلام به گل دخملیهای خودم.امروز (11شهریور 91)
از پنجشنبه شروع کردیم به جمع کردن وسائل خونه.اول بابا تختها رو باز کرد.بعد بخاطر کمردرد من تشکهای خوشخواب رو کنار هم گذاشتیم و قرار بر این شد که همه تو اتاق ما بخوابیم و اتاق بچه ها رو خلوت کنیم برای گذاشتن کارتونهای وسایل.فردا قراره که مامان جون طیبه و باباجون بیان دو سه روزی باشن تا بچه ها رو سرگرم کنند تا ما بتونیم جمع کنیم و بعدش برن دزفول برای عروسی دختر خاله ی من(مرضیه جون) که دختر دائی بابا هم میشه.از همینجا براشون آرزوی خوشبختی میکنم .دوست داشتم برم ولی تو این موقعیت و اوضاع جور نمیشه.
اگه بدونین شما دوتا وروجک روز 5شنبه چه آتیشی سوزوندین و چقدر تو دست و پامون وول میخوردین.بازی جدید ثمین اینه که بره و درِِکارتونها رو باز کنه و چیزای داخلشون رو بریزه بیرون!!
جمعه عصر تصمیم گرفتیم بریم کنار دریا و شنا کنیم.من برای اولین بار تو این 2سال رفتم تو دریا.از شانس من یه موجهائی میزد که نگو!چند بار از شدت موج،افتادم تو آب.بارآخر هم که مثلا دست ثنا جون تو دستم بود و یه موج اومد و دوتامون پخش دریا شدیم.بمیرم ثنا چقده آب خورد و کلی ترسید.بیشتر دوست داشت شن بازی کنه در حالیکه ثمین با بابارضا رفته بود اون وسط و کیف میکرد و برعکس من که این همه سر و صدا کردم و جیغ میزدم،اون صداش درنمی اومد.قربون اون دل پر جراتت برم من.
خیلی خوب بود و کلی خوش بهمون گذشت.ساعت 10اومدیم خونه و پریدیم حمام.از شستنیهای بعدش و خستگیهاش که بگذریم در کل روز خوبی بود.حیف که دوربین نبرده بودم!

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پی نوشت 1 :با گذشت 8 روز که صاحبخونه به قول خودشون به بنگاه سپردن،هنوز یه نفر هم نیومده خونه رو ببینه؟!فکر میکنم که قیمتش رو زیادی بالا برده.شمارو به خدا دعا کنید تواین هفته تکلیف این طرف هم مشخص بشه تا زودتر بار سفر ببندیم.
پی نوشت 2 :از 2 روز دیگه،نت ندارم و قصد دارم تا بعد از اسبابکشی نیام.از دوستان خوبم میخام برامون دعا کنید و این تاخیر رو داشته باشید.انشااله سر فرصت میام و به همهتون سر میزنم.دوستتون دارم و دلم براتون تنگ میشه.



آماده شدن برای اسباب کشی
